غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
551
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
تعلق گرفت و در سنهء تسع و اربعين و خمسمائه سلطنت آن ديار من حيث الاستقلال بنور الدين محمود بن اتابك زنگى سمت انتساب پذيرفت چنانچه مشروح ميگردد و كيفيت اين اجمال بتفصيل مىپيوندد گفتار در بيان ارتفاع رايت دولت و اقبال اولاد اتابك آقسنقر و ذكر استيلاء ايشان در ولايت موصل و شام بواسطهء وفور شجاعت و تهور زمرهء از فضلاء مورخين متقدمين و متأخرين چنين آوردهاند كه اعاظم سلاطين سلجوقى اولاد امجاد خود را بامراء كبار ميسپردند و آن ملكزادگان از اميرانى كه مربى ايشان بودند باتابك يعنى اتابيك تعبير ميكردند و از اتابكان چند فرقه بمرتبهء سلطنت رسيدند و بدرجات عاليه ترقى فرموده بر ممالك اسلام مستولى گرديدند فرقهء اول از ايشان جماعتىاند كه در موصل و بلاد شام و دياربكر پادشاهى نمودند و ايشان نه نفر بودند و زمان دولت آن طبقه از سنه احدى و عشرين و خمسمائه امتداد يافت و اتابك آقسنقر كه پدر اين طايفه بود در زمان سلطان محمود سلجوقى قدم بر مسند امارت بغداد نهاد و بموجب فرمودهء سلطان محمود استعداد قتال سپاه فرنك كه قصد تسخير بلاد شام داشتند كرد و طايفه از فرنگيان را كه بمحاصرهء حلب مشغول بودند دفع نموده بموصل بازگشت و در روز جمعه نهم ذيقعده سنه عشرين و خمسمائه در مسجد جمعهء آن بلده بر دست يكى از فدائيان ملاحده شهيد شد و پسرش عماد الدين زنگى بجاى وى نشست و عماد الدين زنگى بن آقسنقر باتفاق مورخان نخستين كسى است از آن طايفه كه اسم سلطنت بر وى اطلاق كردند و او بغايت مهيب خلقه و عظيم الراس بود و در ميدان شجاعت گوى مسابقت از امثال و اقران ميربود در سنه احدى و عشرين و خمسمائه بموجب فرموده المستر شد باللّه عباسى و سلطان مغيث الدين محمود سلجوقى در موصل قدم بر سرير ايالت نهاد و در سنه ثلث و عشرين و خمسمائه متوجه شام شده حماة و حمص را در سلك قلمرو خويش انخراط داد و در سنهء اربع و عشرين و خمسمائه حلب را نيز مفتوح ساخت و در سنه اربع و ثلثين و خمسمائه در دياربكر و كردستان رايت ايالت برافراشت و بروايت امام يافعى در سنهء احدى و اربعين و خمسمائه همت بر فتح قلعه جعبر مصروف داشته آغاز محاصره آنحصار نمود و چون نزديك بدان رسيد كه صورت نصرت در آئينه مراد روى نمايد شبى سيصد نفر از غلامان زنگى اتفاق كرده او را بقتل رسانيدند و بعد از آن اعراب آن پادشاه عدالتمآب را باتابك شهيد ملقب گردانيدند سيف الدين الغازى بن عماد الدين زنگى بعد از شهادت پدر در موصل بر سرير ايالت نشسته حكومت حلب و حمص و حماة را ببرادر خود نور الدين محمود بازگذاشت و سيف الدين غازى بخير و صلاح بغايت راغب بود و با علماء و فضلا طريق اختلاط مسلوك داشته جهة آن طايفه در موصل مدرسهء كه معروف است بعتيقه بنا فرمود و در ماه ربيع الاولى سنهء ثلث و اربعين و خمسمائه از فرنگ ده هزار سوار و شصتهزار پياده بدمشق آمده شهر را مركز